می‌کرد ,می‌گفت ,هیئت

ابراهیم هادی_۴

بارها می‌دیدم ابراهیم، با بچه‌هایی که نه #ظاهر_مذهبی داشتند و نه به دنبال مسائل دینی بودند #رفیق می‌شد. آنها را جذب ورزش می‌کرد و به مرور به مسجد و هیئت می‌کشاند. یکی از آن‌ها خیلی از بقیه بدتر بود. همیشه از خوردن مشروب و کارهای خلافش می‌گفت! اصلا چیزی از دین نمی‌دانست. نه نماز و نه روزه، به هیچ چیز هم اهمیت نمی‌داد.
حتی می‌گفت: تا حالا هیچ جلسه مذهبی یا #هیئت نرفته‌ام.
به ابراهیم گفتم: آقا ابرام این‌ها کی هستند دنبال خودت می‌یاری!؟
با تعجب پرسید: چطور، چی شده؟!
گفتم: دیشب این پسر دنبال شما وارد هیئت شد. بعد هم آمد وکنار من نشست.
حاج آقا داشت صحبت می‌کرد. از #مظلومیت امام حسین و کارهای #یزید می‌گفت. این پسر هم خیره خیره و با عصبانیت گوش می‌کرد. وقتی چراغ‌ها خاموش شد. به جای اینکه اشک بریزه، مرتب فحش‌های ناجور به یزید می‌داد!!
ابراهیم داشت با تعجب گوش می‌کرد. یکدفعه زد زیر خنده...

دانلود فایل

ادامه مطلب
منبع اصلی مطلب : برگزیده ها
برچسب ها : می‌کرد ,می‌گفت ,هیئت
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : رفیق ناباب داری ؟ + پادکست